نامعهود
مترادفها
ناآشنا، غیرمعمول، غیرمنتظره، بیسابقه
متضادها
معمول، مأنوس، عادی
لغت نامه دهخدا
نامعهود. [ م َ ] ( ص مرکب ) بی سابقه. غیرمنتظر. که مسبوق به سابقه ای نیست:
سفله گو روی مگردان که اگر قارون است
کس از او چشم ندارد کرم نامعهود.سعدی.|| نامألوف. نامأنوس: و بازرگان از مطالعه ضیعت و معامله تجارت بازگشت و در شهر به طرفی نامعهود فرودآمد. ( سندبادنامه ص 157 ). و بدین موضع نامعهود و طریق نامألوف آمدن بر سبیل تفرد و تجرد موجب چیست. ( سندبادنامه ص 222 ).
فرهنگ فارسی
۱ - ناشناخته.۲ - آنچه که مسبوق بسابقه ای نیست. ۳ - نامانوس.نامالوف مقابل معهود.
جمله سازی با نامعهود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این کشور در سالهای اخیر شاهد تغییرات نامعهود و شتابان در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی خود بوده است که بسیاری از کارشناسان را در تعجب قرار داده است.
💡 رشد نامعهود قیمت مسکن در سالهای اخیر، باعث شده است که بسیاری از جوانان توانایی خرید خانه و استقرار در شهرها را از دست بدهند.
💡 او با یک موفقیت نامعهود و فراتر از حد انتظار، توانست در رقابتهای جهانی برتری یابد و نام خود را در فهرست برترینها ثبت کند.