ناغ

لغت نامه دهخدا

ناغ. ( اِ ) درخت نارون. ( ناظم الاطباء ).
ناغ. ( اِخ ) دهی است از دهستان رمشک بخش کهنوج شهرستان جیرفت. در 185هزارگزی جنوب شرقی کهنوج و 4هزارگزی جنوب راه مالرو فنوج به رمشک، در منطقه ای کوهستانی و گرمسیر واقعاست و یک صد تن سکنه دارد. آبش از چاه و محصولش غلات و برنج و تنباکو و خرماست. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ص 48 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان رمشک بخش کهنوج شهرستان جیرفت.

جمله سازی با ناغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دره بید، روستایی از توابع بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری است.

💡 دم‌آب، روستایی در بخش ناغان (کیار) از توابع بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.

💡 این روستا در دهستان ناغان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۵ نفر (۳۸خانوار) بوده‌است.

💡 سرتنگ محمود، روستایی از توابع بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری است.

💡 ناغان، دهستانی است از توابع بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری ایران.

💡 رحیم‌آباد، روستایی از توابع بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری است.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز