لغت نامه دهخدا
( ناسیة ) ناسیة. [ ی َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ناسی. رجوع به ناسی شود. || نخستین ساعات شب. || شب عبادت و ریاضت. || آنکه در شب جهت عبادت و پرستش برخیزد و شب زنده داری می کند. ( ناظم الاطباء ).
( ناسیة ) ناسیة. [ ی َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ناسی. رجوع به ناسی شود. || نخستین ساعات شب. || شب عبادت و ریاضت. || آنکه در شب جهت عبادت و پرستش برخیزد و شب زنده داری می کند. ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) مونث ناسی زن فراموشکار.
💡 الا فاملئی منه لی کاسه تذکرنی صفوه ناسیه