نائحه

لغت نامه دهخدا

( نائحة ) نائحة. [ ءِ ح َ ] ( ع ص ) نوحه کننده. ( مهذب الاسماء ). زن زاری کننده بر شوی. ( ناظم الاطباء ). مؤنث نائح. مویه گر. نوحه سرای. روضه خوان زن. نوحه گر زن. نادبه. ج، نَوح، انواح، نُوَّح، نَوائِح. نائحات. یقال: هم نوح و هن نوح. ( منتهی الارب ). نُوح. ( اقرب الموارد ). || گریه و ناله مصیبت. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ناحت الحمامة؛ سجعت فهی نائحة و نواحه. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با نائحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرگز شنيده شده كه زن بچه مرده را گريه تعليم كنند؟ يا زن آبستن را زائيدنبياموزند؟ بلى، نائحه (يعنى زن نوحه كننده ) را كه اجاره كنند، يا بازى زائيدنبخوانند در آورند، محتاج به تعليم و آموختن خواهد بود و از اين فرمايش سركار، علاوهبر ساير مطالب معلوم مى شود كه به ذكر و فكر نپرداخته تا آتش فراقمشتعل گردد، و همچنين در مجاهده هم كوتاهى نموده اى و مغرور شده اى، والا مجاهده غصادقه، علم وجدانى به قبائح اعمال و افعال و حركات و سكنات و اخلاق و ملكات مى آورد، واينها از دنائت مرتبه نفس است كه حقيقتا جهنم روحانى است. اگر كسى خود را فعلا وحقيقتا در جهنم ديد محتاج به آموختن تضرع وابتهال نخواهد بود: فهم و النار كمن قدراها فهم فيها معذبون (92)

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز