میدان سوارکاری
مترادفها
میدان اسبدوانی
فرهنگستان زبان و ادب
{manege} [ورزش] محل مسابقه یا تمرین سوارکاری و اسب آموزی و خرامش
ویکی واژه
محل مسابقه یا تمرین سوارکاری و اسبآموزی و خرامش.
جمله سازی با میدان سوارکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استادیوم ورزشی در سال ۱۳۵۱ و در ۱۳ هکتار از اراضی واگذار شده منابع طبیعی در منطقهٔ آب باریک شیراز، با اعتبار دریافتی از سازمان برنامه و بودجه احداث شد. در این استادیوم امکانات مناسبی برای ورزشهای بسکتبال، هندبال، والیبال وجود داشت. این استادیوم دارای زمین چمن فوتبال، میدان سوارکاری، پیست دو و میدانی، استخر شنا، پرش و … بود.
💡 در مراسم افتتاحیه مسابقات ملی، اسبهای اصیل با سرعت بسیار زیاد در میدان سوارکاری به نمایش مهارت های خیره کننده خود برای تماشاگران حاضر در ورزشگاه پرداختند.
💡 مربیان حرفهای همیشه تاکید میکنند که تمرین مداوم و منظم در یک میدان سوارکاری استاندارد، برای آموزش صحیح و ایمن به سوارکاران جوان بسیار حیاتی است.
💡 تماشاگران با هیجان بسیار زیاد، از روی سکوهای تعبیه شده در اطراف میدان سوارکاری، شاهد رقابت های بسیار شدید و جذاب بین اسب های قهرمان و برتر بودند.