مکنس

لغت نامه دهخدا

مکنس. [ م ِ ن َ ] ( ع اِ ) جارو. جاروب:
چندانکه بشویی همه دل قار چو دبه
چندانکه بجویی همه تن ریش چو مکنس.اثیرالدین اخسیکتی ( از امثال و حکم ص 1435 ).و رجوع به مکنسة شود.
مکنس.[ م َ ن ِ ] ( ع اِ ) جایی که آهو در آن پنهان می گردد. ج، مکانس. ( ناظم الاطباء ). جایی که آهو یا گاو از گرما بدان داخل گردد و پنهان شود. ( از اقرب الموارد ).
مکنس. [ م ُ ک َن ْن ِ ] ( ع ص ) جاروب ساز و جاروب فروش. ( ناظم الاطباء ).
مکنس. [ م ِ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به مکناس و مکناسة شود.

جمله سازی با مکنس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چندانکه بشوئی همه دل قار چو دبه چندانکه بجوئی همه تن ریش چو مکنس

💡 سلطان عبدالله در اینجا به خاک سپرده شد. با این حال، جانشینان بلافصل او شامل محمد سوم (متوفی ۱۷۹۰) و حسن اول (متوفی ۱۸۹۴) در رباط، یزید (متوفی ۱۷۹۲) در مقبره سعدیان در مراکش، عبدالرحمن (متوفی ۱۸۵۹) در مقبره مولای اسماعیل در مکنس و محمد چهارم (متوفی ۱۸۷۳) در خانه اجدادی علویان در تفیلالت به خاک سپرده شدند.

ماقوت یعنی چه؟
ماقوت یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز