مونج
لغت نامه دهخدا
مونج. ( اِخ ) دهی است از دهستان زانوسرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در 42هزارگزی جنوب نوشهر با 220 تن جمعیت. آب آن از چشمه و رودخانه و راه آن ماشین رو است. عده ای در زمستان برای تأمین معاش به کجور می روند و زغال وچوب تهیه می کنند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
جمله سازی با مونج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این زبان حدود شش هزار گویشور در کشور پاکستان دارد و نزدیکی زیادی با زبان مونجی نشان میدهد.