لغت نامه دهخدا
( موقةً ) موقةً. [ م ُ وَق ْ ق َ تَن ْ ] ( از ع، ق ) عجالتاً. فعلاً. به طور موقت. مقابل دائماً. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موقت و موقتاً شود.
( موقةً ) موقةً. [ م ُ وَق ْ ق َ تَن ْ ] ( از ع، ق ) عجالتاً. فعلاً. به طور موقت. مقابل دائماً. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موقت و موقتاً شود.
عجالتا ٠ فعلا ٠
💡 به موقهرربان بارهگای عیززهت به پهردهداران سهریر وهحدت