لغت نامه دهخدا
موسن. [س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ایسان. چاهی که بوی بد آن بیهوشی آورد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موسنة شود.
موسن. [س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ایسان. چاهی که بوی بد آن بیهوشی آورد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موسنة شود.
نعت فاعلی از ایسان چاهی که بوی بد آن بیهوشی آورد.
موسن ( به آلمانی: Müssen ) یک شهر در آلمان است که در هرتسوگتوم لاونبورگ واقع شده است. موسن ۹۶۷ نفر جمعیت دارد.
💡 راس موسن مى نويسد: در نظر اسكيموها انسان از سه قسمت جسم و روح و نام تركيب شدهاست...
💡 او حامی حکومت دموکراتیک موسن است و سال ها در IFG فعالیت دارد و خواهان نابودی امپراتوری دیکتاتوری پیره میرد است.