لغت نامه دهخدا
موزوم. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از وزم. آنکه در مال وی اندکی زیان رسیده باشد. ( ناظم الاطباء ).
موزوم. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از وزم. آنکه در مال وی اندکی زیان رسیده باشد. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوپر کامیوکانده در عمق ۱۰۰۰ متری زیر زمین و در معدن موزومی منطقه کامیوکا، در نزدیکی شهر هیدا قرار دارد. این آشکارساز شامل یک استوانه آهنی ضد زنگ به ارتفاع ۴۱٫۴ متر و قطر ۳۹٫۳ متر و دربر گیرنده ۵۰٬۰۰۰ تن آب فوقالعاده خالص است. در بالای این مخزن بزرگ آب ۱۱٬۱۴۶ تیوب تکثیرکننده نور قرار گرفتهاست.
💡 شاگرد دیگر لاهیری ماهاسایا که ملاقاتهای خود را با باباجی گزارش کرد شامل کیبالانانداگیری و رام گوپال موزوم دار میباشند که ملاقات ماهاآواتار باباجی و خواهرش که او آن را ماتیاج مینامید را گزارش کردند.