لغت نامه دهخدا
( منهزماً ) منهزماً. [ م ُ هََ زِ مَن ْ ] ( ع ق ) درحالت فرار و شکست خوردگی و به طور پریشانی و پراکندگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدخل قبل معنی اول شود.
( منهزماً ) منهزماً. [ م ُ هََ زِ مَن ْ ] ( ع ق ) درحالت فرار و شکست خوردگی و به طور پریشانی و پراکندگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدخل قبل معنی اول شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1 قال على (ع ) يوم الشورى: نشدتكم باللههل فيكم احد قال له رسول الله حين رجع عمر يجبن اصحابه و يجبنونه قد رد رايهرسول الله (ص ) منهزما فقال رسول الله.