منقعر

لغت نامه دهخدا

منقعر. [ م ُ ق َ ع ِ ] ( ع ص ) درخت از بیخ برکنده گردنده و بریده شونده و برزمین افتنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). درخت برکنده و از بیخ بریده شده و بر زمین افتاده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). برکنده. برکنده از بن. منقلع. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): تنزع الناس کانهم اعجاز نخل منقعر. ( قرآن 20/54 ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُّنقَعِرٍ: از ریشه کنده شده
ریشه کلمه:
قعر (۱ بار)
«مُنْقَعِر» از مادّه «قعر» به معنای پایین ترین نقطه چیزی است، و لذا این واژه در معنای ریشه کن ساختن به کار می رود.
. گویند: «اِنْقَعَرَتِ الشَّجَرَةُ» یعنی درخت از قعرش (ریشه‏اش) کنده شد. مُنْقَعِر یعنی از بیخ کنده شده یعنی: باد قوم عاد را می‏کند، ساقط می‏کرد گوئی تنه‏های از بیخ کنده شده نخل هستند این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده است راغب منقعر را درختیکه در زمین ریشه دوانیده و به قعر آن رفته، می‏داند.

جمله سازی با منقعر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چيزى نگذشت كه خداى تعالى عذاب را بر آناننازل كرد به اين صورت كه بادى عقيم از باران (باد بدون باران ) به سوى آنهاگسيل داشت، بادى كه در سر راه خود هيچ چيزى بر جاى نگذاشت، همه را مانند استخوانپوسيده كرد، بادى صرصر (داراى صدايى مهيب ) و در ايامى نحس به مدت هفت شب و هشتروز پشت سر هم وزيد كه اگر آنجا بودى، مى ديدى كه مردم بهحال غش ‍ افتاده اند، گويى تنه هاى خرماى سرنگون شده اند، بادى كه مردم بلند بالاىآن قوم را مانند نخل منقعر (كنده شده ) از جاى مى كند.

💡 چيزى نگذشت كه خداى تعالى عذاب را بر آناننازل كرد به اين صورت كه بادى عقيم از باران (باد بدون باران ) به سوى آنهاگسيل داشت، بادى كه در سر راه خود هيچ چيزى بر جاى نگذاشت، همه را مانند استخوانپوسيده كرد، بادى صرصر (داراى صدايى مهيب ) و در ايامى نحس به مدت هفت شب و هشتروز پشت سر هم وزيد كه اگر آنجا بودى، مى ديدى كه مردم بهحال غش افتاده اند، گويى تنه هاى خرماى سرنگون شده اند، بادى كه مردم بلند بالاىآن قوم را مانند نخل منقعر (كنده شده ) از جاى مى كند.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز