لغت نامه دهخدا
منشب. [ م ِ ش َ ] ( ع اِ ) غوره خرمای هیچکاره. ج، مناشب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دام و کمند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
منشب. [ م ُ ن َش ْ ش َ ] ( ع ص ) برد منشب؛ چادر نگارین به نگار تیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).