مندوبه

لغت نامه دهخدا

( مندوبة ) مندوبة. [ م َ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث مندوب. ج، مندوبات. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به مندوب و مندوبات شود.

فرهنگ فارسی

تانیث مندوب.

جمله سازی با مندوبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اين وقت، دقيقه اى از وظايف طاعات مقرره و مندوبه را فروگذار ننمايد تا به مرور روحقدسى، قوت گيرد.

💡 و بديهى است كه از دعا كردن به فارسى در نماز منعى بهعمل نيامده است. چنانكه از عبارت صدوق ظاهر است، اطلاق جواز قنوت به فارسى را مىرساند، چه در صلوه مفروضه و چه مندوبه، و چه زبان فارسى و چه غير آن، يعنى هرزبانى كه عجمى و غير عربى است.(1032)

💡 كسى كه لازم است معاش خود و عائله خود را تاءمين كند: بايد بعد از اتيان واجبات بقصدخالص مشغول كسب و كار باشد، و اشتغال به عبادات مستحبه واعمال مندوبه و حضور طويل در مساجد و معابد بر خلاف وظيفه او ميباشد.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز