کراشنده
مترادفها
خردکننده، له کننده
متضادها
سازنده
لغت نامه دهخدا
کراشنده. [ ک َ ش َ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از کراشیدن. ( یادداشت مؤلف ). خراشنده. رجوع به کراشیده و کراشیدن شود.
خردکننده، له کننده
سازنده
کراشنده. [ ک َ ش َ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از کراشیدن. ( یادداشت مؤلف ). خراشنده. رجوع به کراشیده و کراشیدن شود.