لغت نامه دهخدا
مندد. [ م ُ ن َدْدِ ] ( ع ص ) پرده درنده که راز هر کس فاش کند. ( غیاث )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تندید شود.
مندد. [ م ُ ن َدْدِ ] ( ع ص ) پرده درنده که راز هر کس فاش کند. ( غیاث )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تندید شود.
پرده درنده که راز هر کسی فاش کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناظم کون و مکان چون ز میان رفت شمل حقیقت شد اینگونه مندد