منتنه

لغت نامه دهخدا

( منتنة ) منتنة. [ م ُ ت ِ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث منتن، یعنی بدبوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منتن شود.
منتنه. [ م ُ ت ِن َ / ن ِ ] ( از ع، ص ) بدبو. ( ناظم الاطباء ). منتنة.
- روایح منتنه؛بویهای بد. ( ناظم الاطباء ).
|| ( اِ ) غالسیفس. غالیس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به غالیس شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی بد بو

جمله سازی با منتنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسـلام بـا (عصبيت جاهليت ) در هر شكل و صورت مبارزه كرده است، تا مسلمانان جهان رااز هـر نـژاد و قـوم و قبيله زير پرچم واحدى جمع آورى كند، نه پرچم قوميت و نژاد، و نهپرچم غير آن، چرا كه اسلام هرگز اين ديدگاههاى تنگ و محدود را نمى پذيرد، و همه رامـوهـوم و بـى اسـاس مـى شمرد حتى در حديثى آمده كه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) درمورد عصبيت جاهليت فرمود: دعوها فانها منتنه !: (آن را رها كنيد كه چيز متعفنى است )!.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز