( ذائقة ) ذائقة. [ ءِ ق َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی. تأنیث ذائق: کل نفس ذائقةالموت. ( قرآن 185/3 و 35/21 و 57/29 ). || ( اِ ) حس چشیدن. چشائی. چشش. قوه ای که جانوران بدان مزه چیزها دریابند. قوّه ای در حیوان که طعوم بدان درک کند و میان شیرینی و تلخی و شوری و ترشی و گسی و دبشی و بیمزگی و دسومت تمیز دهد. و آن حس بر ظاهر زبان و اطراف آن جای دارد.چشش. چشائی. ذوق. مزه. || بذائقه فلان؛ بر طبق طبع و قریحه او و ملایم میل نفسانی او. || و بر ظاهر زبان و اطراف آن عصب هائی هست که آنها را عصب ذائقه نامند.
چشایی، از حواس پنجگانه که با آن مزۀ چیزها دریافته می شود و آلت آن زبان است.
( اسم ) ۱ - مونث ذایق. ۲ - ( حس ذایقه ) حسی که بوسیله آن طعم و مزه اغذیه و مواد دیگر درک میشود. عضو حس ذایقه زبان است که بوسیله پرزهای مخصوصی که در سطح فوقانی آن قرار دارند طعمها و مزه های مختلف را بمراکز عصبی منتقل میکنند و موجب درک آنها میشود. برای این که مزه مواد مختلف قابل درک باشد باید بصورت محلول در آیند ( مواد جامدی که مزه آنها درک میشود کمی از آن در بزاق دهان بصورت محلول در می آید ) چشایی.
[ویکی الکتاب] معنی ذَائِقَةُ: چشنده
ریشه کلمه:
ذوق (۶۳ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آش کشک انواع مختلفی دارد و اکثر شهرهای سرد سیر ایران این آش را تهیه میکنند ولی هر کدام بر اساس ذائقه و فرهنگ خود آن را درست میکنند.
💡 تا نبندی لب، نگردد صاف، عرفی، ذائقه باده پالایِ شرابِ راز، خاموشی بود
💡 چهارم حالت مفارقت روح از قالب چنانک فرمود: «کل نفس ذائقه الموت».
💡 شود به ذائقه چون شهد ناب شیرینش اگر کسی به مثل زهر ناب با تو خورد
💡 ز هر که ذائقه گیرد، عوض دهد نعمت یکی ز بی مزگی های روزگار این است
💡 در سامعه ی بی ادبان، شیون و شینم؛ در ذائقه ی خشک لبان، شکر و شیرم