منبث
واژه «منبث» در منابع عربی دو معنای اصلی دارد. معنای نخست آن بیهوش و ناتوان است، به گونهای که فرد یا موجودی قدرت حرکت یا آگاهی خود را از دست داده باشد. معنای دوم، پراکنده و متفرق است؛ این کاربرد بیشتر در متون ادبی و قرآنی دیده میشود، مانند آیه قرآن: «فکانت هباءً منبثّاً»، که به معنای تبدیل شدن به غبار یا ذرات متفرق و پراکنده آمده است. بدین ترتیب، «منبث» هم میتواند وصف حالتی جسمانی یا ذهنی باشد که در آن بیهوشی یا ضعف وجود دارد و هم صفتی برای توصیف چیزهایی که از هم جدا شده یا پراکندهاند. این واژه در ادبیات عربی بار معنایی تصویری و کنایی دارد و برای بیان فقدان انسجام، ضعف یا پخششدگی به کار گرفته میشود.
لغت نامه دهخدا
منبث. [ مُم ْ ب َث ث ] ( ع ص ) بیهوش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || پراکنده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): فکانت هباء منبثاً. ( قرآن 6/56 ).
فرهنگ فارسی
بیهوش. یا پراکنده
جمله سازی با منبث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و در الدر المـنـثـور اسـت كـه: عـبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر، از على بن ابى طالب(عـليـه السـلام ) روايـت كرده كه فرمود: (هباء منبث ) عبارت است از ذرات سرگردان درفضا و (هباء منثور) به معناى غبارى است كه در ستون شعاع خورشيد تابيده از پنجره ديده مى شود.