ملع

لغت نامه دهخدا

ملع. [ م َ ] ( ع مص ) زود رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). تیز و سبک رفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): ملعت الناقة فی سیرها؛ تند و سبک رفت آن ماده. ( ناظم الاطباء ). || از گردن کشیدن پوست گوسفند را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ): ملعالشاة ملعاً؛ از گردن پوست کند آن گوسپند را. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || مکیدن شتر بچه جداشده از مادر پستان مادر را. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) گردآمدگی به دشمنی بر کسی. ( ناظم الاطباء ): هم علیه ملع واحد؛ یعنی ایشان بر وی گرد آمدند به دشمنی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || سیر سریع و خفیف. ( ناظم الاطباء ).
ملع. [ م ُ ل ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ملیع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ملیع شود.

فرهنگ فارسی

جمع ملیع.

جمله سازی با ملع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از عوانان ممالک گردن یک تن بزن تا خلایق خرمی از خون آن ملعون کنند

💡 زاهدی عیب نزاری به تعصب می کرد که بباید چو سگان سوختن آن ملعون را

💡 بالاخره على (ع ) با عمرو، روبرو شد و آن ملعون را از پاى درآورد و اسلام را نجات داد.

💡 آنگه بگریزد ز لشکر گاه او مدبر بود و آن که بد خواهد به فرزندان او ملعون بود

💡 ای به دست دیو ملعون سال و مه مانده اسیر تکیه کرده بر گمان، برگشته از عین الیقین

💡 و مختار نيز بى درنگ و بدون فوت وقت، سر عبيداللّه ملعون را براى امام سجّاد، حضرتزين العابدين عليه السّلام و همچنين عمويش محمّد حنفيّه إرسال داشت.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز