لغت نامه دهخدا
ملحاق. [ م ِ ] ( ع ص ) ناقه ای که شتران از آن پیشی گرفتن و سبقت بردن نتوانند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملحاق. [ م ِ ] ( ع ص ) ناقه ای که شتران از آن پیشی گرفتن و سبقت بردن نتوانند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
💡 116- كامل الزيارت، چاپ نجف، ص 52،كنزالعمال، ج 6 ص 220، مقتل خوارزمى ج 1، ص 66،فصول المهمه، ص 17، امامى مرتضى، ج 1، ص 219،فضائل الخمسه، ج 3، ص 292، ملحاقات احقاق الحق، ج 11، ص 265 - 279 به 65طريق از اهل سنت نقل كرده است.