ملائمه

لغت نامه دهخدا

( ملائمة ) ملائمة. [ م ُ ءَ م َ ] ( ع مص ) سازواری کردن. ( از منتهی الارب ). سازواری دو چیز را فراهم آوردن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || صلح کردن میان قوم.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سازوار بودن طعام کسی را. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) نزد پاره ای از علمای اصول به معنی مناسبت استعمال شود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). || مجازاً به معنی نرمی. ( آنندراج ). و رجوع به ملایمت شود.

فرهنگ فارسی

سازواری کردن. سازواری دو چیز را فراهم آوردن. یا سازوار نبودن طعام کسی را.
سازواری کردن و صلح کردن میان قوم

جمله سازی با ملائمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 - عن على بن الحسين (عليه السلام ) فى قولهعزوجل (الذى جعل لكم الارض فراشا و...) قال: جعلها ملائمه لطبائعكم موافقهلاجسادكم و لم يجعلها شديده النتن فتعطبكم و لا شديده اللين كالماء فتغرقكم و لاشديده الصلابه فتمتنع عليكم فى دوركم و ابنيتكم و قبور موتاكم و لكنهعزوجل جعل فيها من المتانه ما تنفعون به (وتتماسكون ) و تتماسك عليها ابدانكم وبنيانكم و جعل فيها ما تنقاد به لدوركم و قبوركم و كثير من منافعكم. فذلكجعل الارض فراشا

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز