لغت نامه دهخدا
مقهوریت. [ م َ ری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) شکست خوردگی. مغلوبی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). شکست خوردن.
مقهوریت. [ م َ ری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) شکست خوردگی. مغلوبی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). شکست خوردن.
( مصدر ) مقهوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از تأثیر سپهر آبنوسی، آخر الامر دولتش (منظور شاه سلطان حسین است) چنان به مغلوبیت و مقهوریت و مخذولیت و منکوبیت و ذلت و افتضاح انجامید که ذکر آنها باعث کلال و ملال و غم و هم شنوندگان خواهد شد.