مقام اجمال

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] موارد وجود شرایط و مقتضی برای اجمال گویی را مقام اجمال گویند.
مقام اجمال، مقابل مقام بیان می باشد. در این مقام، غرض گوینده به خاطر موقعیت و جایگاهی که دارد (به این تعلق گرفته که) حکم به صورت مبهم مطرح بشود و اجمال گویی کند؛ یعنی مطلبی را به روشنی و به صراحت بیان نکند؛ به بیان دیگر، شرایط و مقتضی برای اجمال گویی وجود دارد و متکلم با توجه به آنها کلامی را سربسته و پوشیده بیان می کند، مانند سخن عقیل که گفت: «امرنی معاویة ان اَسُبَّ علیّاً الا فالعنوه» که ضمیر در «فالعنوه» به معاویه برمی گردد، و عقیل با زیرکی آن را به صورت پوشیده و اجمال ابراز نمود.
نکته
اهمال و اجمال در مراد استعمالی مطرح است نه مراد جدی، و هر دو در این مشترک هستند که مولا در مقام بیان مراد استعمالی نیست، اما در اجمال، غرض مولا به این تعلق گرفته که حکم به صورت پوشیده گفته شود، و اهمال یعنی «عدم تعلق غرض» نه به بیان تمام مراد و نه به بیان به صورت اجمال و ابهام.

جمله سازی با مقام اجمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در جمله (و اين همان ملكوتى است كه خداوند آن را به اقتضاى خود نشان داد) در حقيقتعرش و ملكوت را يكى دانسته، و ليكن بايد دانست كه مراد از اين ملك وت، ملكوت اعلىاست، چون براى خداى تعالى دو ملكوت است يكى اعلى و يكىاسفل و چون عرش مقام اجمال و باطن غيب است لذا همانطورى كه از روايات بعدى هم بر مىآيد عرش به ملكوت اعلى بهتر مى خورد تا به ملكوتاسفل.

💡 و مراد از (دعوى ) در جمله (كه علماء بر صدق دعواى آن دو...) دعواى عرش و كرسىاست، يعنى اين مثال براى آن آورده شد تا علماء به آن وسيله بر صدق معارف حقه اى كهبه آنان القاء مى شود پى برده و از چگونگى تدبير جارى در عالم و اينكه اين تدبيرداراى دو مقام اجمال و تفصيل و ظاهر و باطن است آگاه شوند.

💡 و نيز معلوم شد كه ولايت يك مقام اجمال دارد و يك مقامتفصيل اما مقام اجمال از طور ولايت كه مظهر مرتبه (احديت و غيب ) است مخزن آن حضرتختمى مرتبت عقل كل محمد صل الله عليه و آله است و مقامتفصيل از طور ولايت بروز آن است در هويات مباركه ائمه اطهار عليهم السلام كهتفصيل همان مقام اول است.