لغت نامه دهخدا
مقادم. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) پیشگاهها. ( ناظم الاطباء ).
مقادم. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) پیشگاهها. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 778-لفظ مقادم (صف طاعت...) را كه پرهاى جلو پرنده است و ده پر است در هر يكاز بالهاى پرنده، استعاره آورد براى آنچه وجوبش پيشى دارد مانند اطاعت خدا و مهمترينعبادات چون معرفت او و توجه به سوى او. و لفظ مناكب را كه چهار پر است بعد از مقادمدر بالهاى پرندگان، استعاره آورد براى ذات آنان. و وجه مشابهت آن است كه مناكب درپشت سر مقادم قرار دارد و به همان ترتيب و نظام است و از لحاظ صنف و ترتيب با آنهاتفاوتى ندارد؛ فرشتگان نيز چنين اند كه ذوات و اجرام آنان در ترتيب با آنچه مهم استاز عبادت پروردگارشان و معرفت او تفاوت و اختلافى ندارند، بلكه همگى صف كشيده ودر استقامت راه خود به سوى او با يكديگر تفاوت ندارند، و از نظام ترتيبى كه خداوندبراى آنان در توجه به سوى خودش قرار داده بيرون نمى شوند، چنانكه در خطبهديگرى (خطبه اول ) اشاره فرموده كه: ((آنان صف كشيده و سرپا ايستاده تغيير نمىيابند)).