معاک

لغت نامه دهخدا

معاک. [ م َ ] ( ع اِ ) روش. راه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مذهب. ( اقرب الموارد ). || جای پناه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پناهگاه. ( از اقرب الموارد ). || احتمال. ( اقرب الموارد ).
معاک. [ م َ ] ( ع مص ) عوک. ورزیدن معاش خود را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ورزیدن معاش. ( آنندراج ). || پناه بردن به کسی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || امیدوار ساختن بر مال خود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || به سر و پشت برداشتن چیزی را و برگردن خود گرفتن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به عَوک شود.

فرهنگ فارسی

عوک ورزیدن معاش خود را یا پناه بردن به کسی.

جمله سازی با معاک

💡 آلبوم تملی معاک (همیشه با تو) در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۰ منتشر شد و بیشترین توجه و فروش را در بین آثار او بدست آورد. ویدیوی آهنگ اصلی آلبوم تملی معاک که در جمهوری چک فیلمبرداری شد را می‌توان بهترین ویدیوی او دانست.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز