معاج

لغت نامه دهخدا

معاج. [ م َ ] ( ع مص ) اقامت کردن. عَوج. ( منتهی الارب ) ( ازناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عَوج شود. || بازگشتن. ( منتهی الارب )( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به عوج شود.

فرهنگ فارسی

اقامت کردن عوج

جمله سازی با معاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قسم ثانی: در بیان اعمالی که متعلق است به ادویهٔ مرکبه و ذکر معاجین و حبوب و سایر مرکبات. مبنی بر بیست و چهار باب:

تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز