مزیز

لغت نامه دهخدا

مزیز. [ م َ ] ( ع ص ) افزون و اندک. || سخت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). صعب. ( المزهر سیوطی ص 317 سطر 15، از مرحوم دهخدا ).
- عزیز مزیز؛ از اتباع است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مزیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حوالی نقاط مرکزی شهر در میدان شهر، ساختمان‌های مجمع ملی کنیا|مجلس کنیا، کلیسای جامع خانواده مقدس، سالن شهر نایروبی، گورستان جومو کنیاتا و پررونق‌ترین فروشگاه‌ها قرار دارند. این منطقه همچنین دارای تئاتر ملی کنیا، مرکز بایگانی ملی کنیا، مرکز هنری مزیزی و مرکز کنفرانس بین‌المللی کنیاتا می‌باشد. دیگر جاذبه‌های شهر شامل موزه هنر مدرن راموما رحیمتولا، کلیسای بزرگ قدیسان و بازارهای متعددی می‌باشد.

💡 در بررسی‌های بسیار دقیق پزشکی مربوط به سلامت دستگاه تناسلی، پزشکان همواره به اهمیت وجود مزیز و نقش آن در فرآیندهای پیچیده بیولوژیک بدن مردان اشاره می‌کنند.

💡 برخلاف باورهای عمومی، میزان تولید مزیز در حین فعالیت‌های جنسی می‌تواند بسیار متفاوت باشد و این موضوع تحت تأثیر عوامل مختلف فیزیولوژیک در بدن قرار دارد.

💡 دانش متخصصان در زمینه تولید مثل به ما می‌گوید که شناخت دقیق ترشحات مختلف از جمله مزیز برای پیشگیری از مشکلات باروری بسیار حیاتی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران