لغت نامه دهخدا
مرضیات. [ م َ ضی یا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مرضیة. چیزهای مطبوع و پسندیده. پسندیدها. رجوع به مرضیة شود.
مرضیات. [ م َ ضی یا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مرضیة. چیزهای مطبوع و پسندیده. پسندیدها. رجوع به مرضیة شود.
( اسم ) جمع مرضیه.
💡 او در یادداشتهای خود، دلیل این اقدام را ابتقای مرضیات الهی خواندهاست.