مرسال
مترادفها
پیامآور، فرستاده، قاصد
لغت نامه دهخدا
مرسال. [ م ِ ] ( ع ص ) تیر کوتاه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). تیر ناوک. ( دهار ). || ناقة مرسال؛ شتر ماده نرم رو. ج، مَراسیل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گویند لایکون الفتی مرسالا؛ یعنی جوان فرستنده لقمه به گلوی خود نیست، و یا فرستنده شاخه نیست برای آسیب رساندن به رفیق خویش. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || رسول و فرستاده، و آن تشبیه است به سهم وتیر کوچک به جهت چابکی وی. ( از ذیل اقرب الموارد ).
جمله سازی با مرسال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مخالفان حزب بهاراتیا جاناتا آنها را متهم کردند که ویجی را از طریق چنین حملاتی هدف قرار داده اند، زیرا ویجی در فیلم مرسال از آنها در مورد پولشویی و مالیات کالا و خدمات انتقاد می کرد.
💡 بر اساس تحلیلگران تجاری، مجموع درآمد ناخالص مرسال، سرکار، بیگیل و مستر بیش از 1000 کرور بود.
💡 ویجی برای بازی در فیلم مرسال در سال 2018 نامزد بهترین بازیگر مرد در جوایز ملی فیلم بریتانیا شد.
💡 در داستانهای قدیمی، مرسال وظیفه داشت پیامهای مهم پادشاه را به سرزمینهای دوردست برساند و از مسیرهای بسیار پرخطر و دشوار عبور کند.
💡 او به عنوان یک مرسال ماهر، توانست با سرعت زیاد و بدون جلب توجه دشمن، خبر رسیدن ارتش را به مرکز شهر برساند.
💡 نقش مرسال در سیستمهای ارتباطی سنتی بسیار حیاتی بود، زیرا تمام اخبار و دستورات حکومتی از طریق آنها جابجا میشد.