مرتجز

لغت نامه دهخدا

مرتجز. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) ارجوزه خوان. ( منتهی الارب ). ارجوزه گوی. که ارجوزه خواند.که قصیده در بحر رجز خواند. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). نعت فاعلی است از ارتجاز. رجوع به ارتجازشود. || تندر آوازه کننده. ( آنندراج ). رعدکه بغرد. نعت است از ارتجاز. رجوع به ارتجاز شود.
مرتجز. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( اِخ ) نام یکی از اسبان پیغامبر است که به جهت خوبی آواز بدین نام نامیده شده بود. رجوع به منتهی الارب و متن اللغة شود.

جمله سازی با مرتجز

💡 پس از ايراد خطبه و سخنرانى، حضرت اسبرسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را كه مرتجز نام داشت، خواست و سوارش شد وصف ياران را مرتب مى فرمود كه عمر بن سعد تيرى بيافكند و گفت:

چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز