میراث درخشان و مستدل فقه شیعه که امروزه با غنایی سرشار، گستردگی چشمگیر، انسجام ساختاری و استحکام استدلالی در تاریخ علمی و فرهنگی مکتب اهلبیت(ع) میدرخشد و مایه افتخار پیروان این خاندان است، در فرآیند تکوین و پیدایش خود، مسیری تدریجی و پرتحول را پیموده و دورههای گوناگونی را تجربه کرده است. بیتردید، نخستین و اساسیترین مرحله این حرکت پرثمر را باید در عصر حضور ائمه جستوجو کرد؛ دورانی که گروهی از راویان حدیث، برخلاف رویۀ رایج راویان که تنها به شنیدن و ثبت روایات بسنده میکردند، در احادیثِ شنیده شده تأمل و ژرفاندیشی مینمودند و در مواقع نیاز، به اجتهاد و صدور فتوا میپرداختند. این چنان بود که در میان مردم بهعنوان فقیه شناخته میشدند.
ابوعمرو کشی، در بخشی با عنوان «تسمیة الفقهاء من اصحاب ابیجعفر و ابیعبدالله» مینویسد: «امامیّه بر صحت و اعتبار این نخستین گروه از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اجماع دارند و آنان را به فقاهت میشناسند و گفتهاند: فقیهترینِ این گروهِ نخست، شش نفرند: زراره، معروف بن خَرَّبوذ، برید، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم طائفی. همچنین گفتهاند که فقیهترینِ این شش تن، زراره است.»
در همین راستا، نجاشی در توصیف علیبنحسن طاهری آورده است: «او فقیه بود و در نقل حدیث، مورد اعتماد (ثقه) بهشمار میآمد.» شیخ طوسی نیز در معرفی وی نوشته است: «او آثاری در زمینه فقه دارد.» این گزارشها، گواهی روشن بر پیدایش و شکلگیری نخستین حلقههای فقاهت در میان اصحاب ائمه(ع) و آغاز حرکت پویا و اجتهادی فقه شیعه در آن عصر است.