مخادنه

لغت نامه دهخدا

( مخادنة ) مخادنة. [ م ُ دَ ن َ ] ( ع مص ) دوستی کردن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). با کسی دوستی داشتن. ( زوزنی ). مصادقه. ( تاج المصادر بیهقی ). دوستی کردن. ( آنندراج ). دوستی صادقانه کردن با مردی و مصاحبت وی نمودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخادن شود.

جمله سازی با مخادنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازدواج مخادنه: نوعی ازدواج دوستانه بوده است که مردی زنی را به دوستی می گرفت یا زنی مردی را به دوستی بر می گزید.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز