لغت نامه دهخدا
متحمد. [ م ُ ت َ ح َم ْ م ِ ] ( ع ص ) ستایش کرده شده و مدح کرده شده و ممدوح. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحمد شود.
متحمد. [ م ُ ت َ ح َم ْ م ِ ] ( ع ص ) ستایش کرده شده و مدح کرده شده و ممدوح. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحمد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «در آغاز، تایچی (نهایت بزرگ وجود) وجود داشت که با وو چی (نهایت نیستی) یکسان بود. بهدلیل فراوانی انرژی تایچی شروع به حرکت کرد و در نتیجه یانگ (نیروی مثبت کیهانی) تولید کرد. وقتی فعالیت یانگ به اوج خود رسید، به آرامش بازگشت. از طریق این آرامش، یین (نیروی منفی کیهانی) تولید شد. هنگامی که آرامش به یین رسید به حرکت اولیه (یانگ) بازگشت؛ بنابراین یین و یانگ یکدیگر را ایجاد کردند. سپس از طریق اتحاد یین و یانگ، فلز، چوب، آب، آتش، متحمد شدند و زمین بهوجود آمد (پنج عامل یا عنصر). این پنج عامل بیشتر بهعنوان اصول مادی در نظر گرفته میشوند تا بهعنوان چیزهای عینی؛ بنابراین میتوان آنها را مبنای مشترک همه چیز در نظر گرفت. تعامل یین و یانگ از طریق ترکیبهای مختلف این پنج عامل همه چیز را ایجاد میکند.»