لغت نامه دهخدا
ماهواری. [ ماه ْ ] ( اِ مرکب ) دخل در یک ماه. || ماهیانه و شهریه. ( ناظم الاطباء ).
ماهواری. [ ماه ْ ] ( اِ مرکب ) دخل در یک ماه. || ماهیانه و شهریه. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وزارت دادگستری آمریکا در سال ۲۰۱۰ نادر مدانلو به همراه ۴ تبعه ایرانی در آمریکا و یک شهروند آمریکایی را متهم به توطئه برای تأمین سختافزار و فناوری ماهواریای برای دولت ایران نمود. او همچنین به نقض محدودیتهای صادراتی متهم شد که میتواند با ۲۰ سال زندان روبرو گردد.