مانمن
لغت نامه دهخدا
مانمن. [ م ِ ] ( اِ )به لغت زند و پازند جامی باشد که بدان شراب و آب و امثال آن خورند. ( برهان ) ( آنندراج ). به لغت زند و پازند پیاله شراب خوری و آب خوری. ( ناظم الاطباء ). پهلوی، یام ( جام ) و هزوارش مانه = منه است و این هزوارش را بیشتر مانمن می خواندند. در بندهشن ص 229، مانمن. ( حاشیه برهان چ معین ).
جمله سازی با مانمن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واژه کاسه در زبان فارسی و عربی ریشهً اوستایی و سانسکریتی دارد و از واژه کاچه به معنی شیشه، آبگینه، آیینه، لیوان، جام و کریستال اخذ شدهاست. این واژه چنانکه در واژه پهلوی کاسوک (کاسه پشت، لاکپشت) دیده میشود، به همین صورت کاسه در ایران پیش از اسلام رایج بودهاست. به احتمال زیاد اعراب نام کاسه را از تجار هندی فرا گرفته بودهاند. آرامیهای شبه عرب جام شراب را مانمن و سومریان و اکدیان جام را بور و خود اعراب کاسه و جام را ناجود و قدح میگفتهاند.