لغت نامه دهخدا
مانستگی. [ ن ِت َ / ت ِ ] ( حامص ) شباهت و مشابهت. ( ناظم الاطباء ). مانندی. شباهت. مانسته بودن. و رجوع به مانسته شود.
مانستگی. [ ن ِت َ / ت ِ ] ( حامص ) شباهت و مشابهت. ( ناظم الاطباء ). مانندی. شباهت. مانسته بودن. و رجوع به مانسته شود.
مانند بودن.
مانندی شباهت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین شروین از دو بخش شر و وین تشکیل شده که وین پسوند مانستگی و شر نیز خلاصه شده واژه شیر است که معنی آن همانند شیر می شود.
💡 فرَگَرد بیست و یکم دربارهٔ زمانها و چگونگی اندازهگیری آنها است. این فرَگَرد به بخش پایانی فرَگَرد شانزدهم مانستگی دارد.