لغت نامه دهخدا
لیسان. ( نف، ق ) در حال لیسیدن.
لیسان. ( نف، ق ) در حال لیسیدن.
در حال لیسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با شروع به کار مدرسه مصطفویه در سال 1304خورشیدی مدیری به نام مولوی عبدالله فوق لیسان ادبیات و ریاضیات پرفسوری به تمام معنی بود از هند استخدام و به بستک اعزام گردید.
💡 آلباتروسهای لیسان از جمله نمونههای مهم کارکرد فرگشتی تشکیل زوجهای همجنس در پرندگان هستند. در میان این پرندگان، تا ۳۱ درصد[پانویس ۲۲] زوجها را مادههای پیوند برقرار کرده تشکیل میدهند که با هم آشیانه ساخته و مسئولیتهای فرزندداری را به جا میآورند. در میان آلباتروسهای تکجفت، همکاری هر دو جفت برای بزرگ کردن جوجه به شدت نیاز است، و این حقیقت که تعداد مادههای اینگونه بسیار بیشتر از نرهایش است باعث شدهاست که موفقیت گونه، بستگی به جفتپیوندی میان مادهها داشته باشد. با آنکه جفتهای ماده–ماده در این پرنده از دیدگاه زایشی موفقیت کمتری نسبت به جفتهای نر–ماده دارند، اما در کل، جوجههای این جفتها بهتر از جوجههای زوجهای غیرهمجنس بزرگ میشوند. چنین چیزی، احتمال اینکه موفقیت جفتپیوندی ماده–ماده، ساختار جمعیتی این جانوران را دستخوش تغییر کرده باشد بالا میبرد. به بیان دیگر، فزونی تعداد مادهها به نسبت نرها را میتوان با برتری نسبی جفتپیوندی ماده–ماده مرتبط دانست.