لغت نامه دهخدا
لرزماهی. [ ل َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از ماهی پهن که در قاعده سرش آلتی مولد الکتریسته باشد و بدان سبب در بسودن آن دست و بازو لرزان گردد چندانکه آن ماهی زنده باشد و به عربی آن را رَعاد گویند. وی دیگر ماهیان را بکشد. ( از ناظم الاطباء ).
لرزماهی. [ ل َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از ماهی پهن که در قاعده سرش آلتی مولد الکتریسته باشد و بدان سبب در بسودن آن دست و بازو لرزان گردد چندانکه آن ماهی زنده باشد و به عربی آن را رَعاد گویند. وی دیگر ماهیان را بکشد. ( از ناظم الاطباء ).
= ماهی * ماهی برقی
( اسم ) یکی از اقسام سفره ماهی که دارای دو عضو مولد الکتریسیته در بدن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگفته نماند که لرزماهی نیروی آفریدن الکتریستهاش به سی ولت میرسد.