لاط

لغت نامه دهخدا

لاط. [ لاطط ] ( ع ص ) مرد پلید: لاطٌ ملطٌ؛ آنکه خود خبیث باشد و یارانش نیز خبیث. ( منتهی الارب ).
لأط. [ ل َءْطْ ] ( ع مص ) فرمودن چیزی یا کسی را به کاری و ستهیدن در آن. || گریزان وشتابان گذشتن و التفات نکردن. || سخت و دشوار شدن بر کسی. || تیر زدن بر کسی. || وام بازخواستن و ستهیدن در آن. || دیر نگریستن به کسی چندانکه دور رود و از نظر غائب شود. || به چوب دستی زدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

فرمودن چیزی یا کسی را به کاری و ستهیدن در آ ن. یا سخت و دشوار شدن بر کسی.

جمله سازی با لاط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محوطه لاطان مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان شوشتر، دهستان میان آب، روستای عله واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۲۱۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز