لغت نامه دهخدا
قوشون. ( ترکی، اِ ) خانه. || بیمارخانه. بیمارستان. ( ناظم الاطباء ).دارالشفاء. ( آنندراج ). || قشون. ( ناظم الاطباء ). فوج و لشکری. ( آنندراج ). رجوع به قشون شود.
قوشون. ( ترکی، اِ ) خانه. || بیمارخانه. بیمارستان. ( ناظم الاطباء ).دارالشفاء. ( آنندراج ). || قشون. ( ناظم الاطباء ). فوج و لشکری. ( آنندراج ). رجوع به قشون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاچ به معنی صلیب و قوشون نیز در معنی سپاه است. گفته میشود در این محل جنگ شدیدی میان مسلمانان و ارامنه درگرفتهاست.