قماج

لغت نامه دهخدا

قماج. [ ] ( اِخ ) ( امیر... ) والی بلخ در زمان سلطان سنجر بود که به وسیله حشم غزان [ طایفه ای از ترکمانان ] به قتل رسید. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 510، 511، 513 شود.
قماج. [ ] ( اِخ ) (...صاحب ) حاجب سلطان ملکشاه بن آلب ارسلان. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 444 شود.

دانشنامه آزاد فارسی

قُماج ( ـ ۵۴۸ق)
(یا: قُماچ؛ ملقب به علاءالدین و مشهور به امیر اسفهسالار) از امرای دورۀ سلطان سنجر سلجوقی. در ۴۹۰ق به فرمان برکیارق به خدمت سنجر درآمد و با او به خراسان رفت. در جنگ قطوان (۵۳۶ق) نیز در رکاب سنجر بود. هم زمان با آغاز شورش غزان، امارت بلخ را داشت و از سنجر خواست که ایشان را گوشمالی دهد و سنجر نیز حکومت ولایت غزان را به او داد. امیر قماج درپی آن مأموران خود را نزد غزها فرستاد و گوسفندانی را که آن ها باید سالیانه خراج می دادند، طلب کرد، اما غزان از این کار سرباز زدند. امیر قماج و پسرش ملک المشرق به جنگ غزان رفتند، اما هر دو در این جنگ به قتل رسیدند. درپی این رخداد، سلطان سنجر عازم جنگ با غزان گردید. وی در این جنگ مغلوب شد و به اسارت درآمد.

جمله سازی با قماج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از پیدایش دفتر ابومسلم و کشف خواب بزرگان، سلطان سنجر از مرو پایتخت خود به امیر قماج، والی بلخ، دستور داد که موضوع را بپژوهَد و کنج کاوَد، او نیز با وجود مخالفت برخی دانایان بلخ و انکار وجود نسا در آن‌جا به قریهٔ خیران آمده و در روی پشته‌ای که به نام تل علی معروف بود، شروع به کاوش کردند. پس از اندکی کندوکاو به گنبد کوچکی با دریچهٔ پولادین و قفل نقره برخوردند و خیلی شادمان شدند، و با جمعیت علما گشودندش و داخل حجره رفتند، صندوقی پولادین دیدند که بر روی آن قرآنی به خط کوفی بر پوست آهو همراه با شمشیری بزرگ و سنگی بود و بر سنگ نوشته‌بودند: «هذا قبر ولی‌الله علی اسدالله». سپس صندوق را باز کردند، بدن علی را دیدند تر و تازه، حتی ناخنها و مویها کاملاً صحیح و آثار زخم نیز بر پیشانی نمایان بود. برخی که مشاهده و زیارتش کردند از هوش رفتند.

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز