لغت نامه دهخدا
( قطیبة ) قطیبة. [ ق َ ب َ ] ( ع اِ ) شیر گوسفند و شیر شتر یا شیر بز و شیر میش به هم آمیخته. || گروه: جأوا بقطیبتهم؛ ای بجماعتهم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
( قطیبة ) قطیبة. [ ق َ ب َ ] ( ع اِ ) شیر گوسفند و شیر شتر یا شیر بز و شیر میش به هم آمیخته. || گروه: جأوا بقطیبتهم؛ ای بجماعتهم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود قوانینی که زرتشتیان را برای اسلام آوردن تشویق میکرد، مزدیسنا در نقاطی از ایران، به خصوص در مناطقی که از نظر جغرافیایی از بغداد دور بودند قدرتمند باقی ماند. در بخارا در قرن نهم میلادی فرمانده عرب قطیبه مجبور شد تا ساکنان منطقه مورد حکومتش را چهار مرتبه به دین اسلام بگرایاند. در واقع مردم شهر ۳ بار اسلام آوردند و هر سه بار به دین قبلی خود بازگشتند. برای بار چهارم، حاکم شهر دینشان را «از همه جهات برایشان سخت کرد.» او آتشکدهها را به مسجد تبدیل کرد، مردم را مجبور کرد نیمی از املاک خود را به مسلمانان بدهند و جمعیت شهر را با پرداخت دو درهم به هر کدام تشویق میکرد تا در نماز جمعه حاضر شوند. چنین فشارهایی در شهرهایی که حکام عرب در آنها ساکن بودند معمول بود و این موضوع چارهای جز اسلام آوردن یا مهاجرت به مناطق کشور که قوانین اسلامی در آنها سهل تر بود باقی نمیگذاشت.