قطعه برداری
مترادفها
تکهتکه کردن، برش زدن
متضادها
یکپارچهسازی
فرهنگستان زبان و ادب
{cannibalization} [علوم نظامی] خارج کردن قطعات قابل استفاده از یک دستگاه برای نصب آن در دستگاه دیگر
جمله سازی با قطعه برداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این واژه برگرفته از (تلفیق کردن Modu late و تلفیق زدایی de modulate) گرفتهشده یک قطعه است که یک آنالوگ حامل سیگنال را به اطلاعات دیجیتالی ریزی تلفیق میسازد و همچنین سیگنال حاملی را بر اطلاعات انتقالیافته که برداری میکند.