قطره برداشتن
لغت نامه دهخدا
قطره برداشتن. [ ق َ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) قطره زدن. ( آنندراج ). تند رفتن:
ندارد آن درازی ره که سالک قطره بردارد
فضای هر دو عالم کرد راه نیم گام اینجا.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).رجوع به قطره زدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) قطره زدن: ندارد آن درازی ره که سالک قطره بردارد - فضای هر دو عالم گرد راه نیم گام اینجا.
جمله سازی با قطره برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آيا برداشتن يك قطره از آب دريا، در كم و يا زياد شدن آب دريا تاءثيرى دارد؟!
💡 در برخی آزمایشهای شیمیایی بسیار حساس، متخصص باید با دقت بسیار زیاد اقدام به قطره برداشتن از محلول مورد نظر برای رسیدن به غلظت دقیق کند.
💡 برای تهیه این داروی گیاهی خاص، عطار با دقت بسیار بالایی شروع به قطره برداشتن از عصاره گیاه کرد تا کیفیت محصول نهایی حفظ شود.
💡 در فرآیند رنگآمیزی ظریف صنایع دستی، هنرمند باید با مهارت در قطره برداشتن از رنگها، طرحهای بسیار پیچیده و زیبایی را روی ظروف ایجاد نماید.