لغت نامه دهخدا
قسطلان.[ ق َ طَ ] ( ع اِ ) غبار. ( منتهی الارب ). غبار ساطع. ( اقرب الموارد ). رجوع به قسطل و قسطال و قسطول شود.
قسطلان.[ ق َ طَ ] ( ع اِ ) غبار. ( منتهی الارب ). غبار ساطع. ( اقرب الموارد ). رجوع به قسطل و قسطال و قسطول شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین قسطلانی و نووی در جای دیگر آوردهاند:
💡 ابومنصور آن چنان کلام اهل تسنن را تدوین کرد که قسطلانی مینویسد: