قالخون

لغت نامه دهخدا

قالخون. ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبرشهرستان اهر. در 42هزارگزی شمال خاوری کلیبر و 42هزارگزی شوسه اهر به کلیبر واقع و کوهستانی معتدل مایل بگرمی مالاریائی است. 42 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با قالخون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نجف‌تراکمه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در فاصله ۱۸۵ کیلومتری تبریز قرار دارد. نام نجف از نام مردی به همین نام که چاهی واقع در این روستا بوده حدود سال ۱۲۵۰ هجری شمسی نامگذاری شده موطن اصلی اهالی این روستا دره‌ای بنام قالخون واقع در یک کیلومتری این روستا که الان تبدیل به زمین زراعی شده‌است. از دیدگاه تاریخی صاحبان و طوایف اصلی این روستا بایبوردیها از ایل آق قویونهاهستند. بایبوردها مردمی متمول و ثروتمند بودند و پس از چندین صد سال این جماعت دوباره حکمران منطقه ارسبارن (بخش شمالی) و طایفه حاج علی که مردی قوی و فوق‌العاده بوده‌اند و از اسامی سران آن دوره مشهدی (از طایفه کربلایی علی) و نوادگانی بنامهای رشیدخان - محمودخان - بدرخان و عموزادگان وی سامی خان و پشنگ که دورانی را به همراه طایفه خود بسر می‌بردند.