قاسم زینبی

لغت نامه دهخدا

قاسم زینبی. [ س ِ م ِ زَ ن َ ] ( اِخ ) ابن علی بن حسین هاشمی زینبی، مکنی به ابونصر. قاضی و از مردم بغدادبود و با ادبیات و شعر سر و کار داشت. رساله ای در «احکام صید» نوشته و در آن از «المستنجد عباسی » ستایش کرده است. المستنجد او را به منصب قضاء در بغداد نصب کرد. وی به سال 556 هَ. ق. به قاضی القضاة ملقب گردید و به سال 563 هَ. ق. وفات یافت. رجوع به الجواهر المضیئة ج 1 ص 411 و الاعلام زرکلی چ 2 ج 6 ص 12 شود.

جمله سازی با قاسم زینبی

💡 روستای سقی دارای پنج شهید می‌باشد که جان خود را در هشت سال دفاع مقدس فدای وطن خود نمودند. سه تن از این شهیدان به نام‌های احمد و محمود قاسمی و یوسف اشرفی در بهشت احمد این روستا دفن هستند و دو تن دیگر به نام‌های زینبی و نقدی در مشهد دفن هستند.

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز