لغت نامه دهخدا
فیل جامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) پیل جامه. ( فرهنگ فارسی معین ). پیرجامه. جامه فراخ و گشاد و بلند. رُب دُشامْبْر. پی جامه. ( یادداشت مؤلف ).
فیل جامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) پیل جامه. ( فرهنگ فارسی معین ). پیرجامه. جامه فراخ و گشاد و بلند. رُب دُشامْبْر. پی جامه. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فگند از آب گنگش جامه در نیل گرفت از وی هزار و چارصد فیل