صحرا ریز
لغت نامه دهخدا
صحراریز. [ ص َ ] ( نف مرکب ) ریزان در صحرا. ریزنده در بیابان:
وز آنجاراه صحرا تیز برداشت
چو دریا اشک صحراریز برداشت.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که در بیابان و صحرا ریزد: اشک صحرا ریز.
جمله سازی با صحرا ریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوزش که آن برق پر از ستیز نگشته به صحرای ما شعله ریز